-
رباعی شماره 175 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:49
گر دست دهد ز مغز گندم نانی وز می دو منی ز گوسفندی رانی با لاله رخی و گوشه بستانی عیشی بود آن نه حد هر سلطانی
-
رباعی شماره 174 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:47
گر آمدنم بخود بدی نامدمی ور نیز شدن بمن بدی کی شدمی به زان نبدی که اندر این دیر خراب نه آمدمی نه شدمی نه بدمی
-
رباعی شماره 173 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:46
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری پر کن قدحی بخور بمن ده دگری زان پیشتر ای صنم که در رهگذری خاک من و تو کوزهکند کوزهگری
-
رباعی شماره 172 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:45
در گوش دلم گفت فلک پنهانی حکمی که قضا بود ز من میدانی در گردش خویش اگر مرا دست بدی خود را برهاندمی ز سرگردانی
-
رباعی شماره 171 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:44
در کارگه کوزهگری کردم رای در پایه چرخ دیدم استاد بپای میکرد دلیر کوزه را دسته و سر از کله پادشاه و از دست گدای
-
رباعی شماره 170 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:43
خوش باش که پختهاند سودای تو دی فارغ شدهاند از تمنای تو دی قصه چه کنم که به تقاضای تو دی دادند قرار کار فردای تو دی
-
رباعی شماره 169 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:42
چندان که نگاه میکنم هر سویی در باغ روانست ز کوثر جویی صحرا چو بهشت است ز کوثر گم گوی بنشین به بهشت با بهشتی رویی
-
رباعی شماره 168- رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:40
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی خاکیم همه چنگ بساز ای ساقی بادیم همه باده بیار ای ساقی
-
رباعی شماره 167 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:39
پیری دیدم به خانهٔ خماری گفتم نکنی ز رفتگان اخباری گفتا می خور که همچو ما بسیاری رفتند و خبر باز نیامد باری
-
رباعی شماره 166 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:38
بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی فارغ بنشین بکشتزار و لب جوی بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی
-
غزل شماره 165 - غزلیات حافظ
شنبه 10 مرداد 1394 00:36
بر شاخ امید اگر بری یافتمی هم رشته خویش را سری یافتمی تا چند ز تنگنای زندان وجود ای کاش سوی عدم دری یافتمی
-
رباعی شماره 164 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:35
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی سرمست بدم که کردم این عیاشی با من به زبان حال میگفت سبو من چون تو بدم تو نیز چون من باشی
-
رباعی شماره 163 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:34
ای کاش که جای آرمیدن بودی یا این ره دور را رسیدن بودی کاش از پی صد هزار سال از دل خاک چون سبزه امید بر دمیدن بودی
-
رباعی شماره 162 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:33
ای دوست حقیقت شنواز من سخنی با باده لعل باش و با سیم تنی کانکس که جهان کرد فراغت دارد از سبلت چون تویی و ریش چو منی
-
رباعی شماره 161 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:32
ایدل تو به اسرار معما نرسی در نکته زیرکان دانا نرسی اینجا به می لعل بهشتی می ساز کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
-
رباعی شماره 160 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:31
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی وز هفت و چهار دایم اندر تفتی می خور که هزار بار بیشت گفتم باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
-
رباعی شماره 159 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:30
از کوزهگری کوزه خریدم باری آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری شاهی بودم که جام زرینم بود اکنون شدهام کوزه هر خماری
-
رباعی شماره 158- رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:29
از آمدن بهار و از رفتن دی اوراق وجود ما همی گردد طی می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم غمهای جهان چو زهر و تریاقش می
-
رباعی شماره 157 - رباعیات خیام
شنبه 10 مرداد 1394 00:28
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی معذوری اگر در طلبش میکوشی باقی همه رایگان نیرزد هشدار تا عمر گرانبها بدان نفروشی
-
رباعی شماره 156 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:56
یک جرعه می کهن ز ملکی نو به وز هرچه نه می طریق بیرون شو به در دست به از تخت فریدون صد بار خشت سر خم ز ملک کیخسرو به
-
رباعی شماره 155 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:55
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
-
رباعی شماره 154 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:55
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده بلبل ز جمال گل طربناک شده در سایه گل نشین که بسیار این گل در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
-
رباعی شماره 153 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:54
از هر چه بجر می است کوتاهی به می هم ز کف بتان خرگاهی به مستی و قلندری و گمراهی به یک جرعه می ز ماه تا ماهی به
-
رباعی شماره 152 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:52
میخور که فلک بهر هلاک من و تو قصدی دارد بجان پاک من و تو در سبزه نشین و می روشن میخور کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو
-
رباعی شماره 151 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:51
از تن چو برفت جان پاک من و تو خشتی دو نهند بر مغاک من و تو و آنگاه برای خشت گور دگران در کالبدی کشند خاک من و تو
-
رباعی شماره 150 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:46
از آمدن و رفتن ما سودی کو وز تار امید عمر ما پودی کو چندین سروپای نازنینان جهان میسوزد و خاک میشود دودی کو
-
رباعی شماره 149 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:45
آن قصر که با چرخ همیزد پهلو بر درگه آن شهان نهادندی رو دیدیم که بر کنگرهاش فاختهای بنشسته همی گفت که کوکوکوکو
-
رباعی شماره 148 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:43
نتوان دل شاد را به غم فرسودن وقت خوش خود بسنگ محنت سودن کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشوق و به کام آسودن
-
رباعی شماره 147 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:42
می خوردن و گرد نیکوان گردیدن به زانکه بزرق زاهدی ورزیدن گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود پس روی بهشت کس نخواهد دیدن
-
رباعی شماره 146 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 22:41
مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان می خواه مروق به طراز آمدگان رفتند یکان یکان فراز آمدگان کس می ندهد نشان ز بازآمدگان