-
رباعی شماره 115 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 20:04
جامی است که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزهگر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش
-
رباعی شماره 114 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 20:02
مرغی دیدم نشسته بر باره طوس در پیش نهاده کله کیکاووس با کله همی گفت که افسوس افسوس کو بانگ جرسها و کجا ناله کوس
-
رباعی شماره 113 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 20:01
وقت سحر است خیز ای مایه ناز نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز کانها که بجایند نپایند بسی و آنها که شدند کس نمیاید باز
-
رباعی شماره 112 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 20:01
ای پیر خردمند پگهتر برخیز و آن کودک خاکبیز را بنگر تیز پندش ده گو که نرم نرمک میبیز مغز سر کیقباد و چشم پرویز
-
رباعی شماره 111 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 20:00
از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده کیست تا بما گوید باز پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز تا هیچ نمانی که نمیآیی باز
-
رباعی شماره 110 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:59
وقت سحر است خیز ای طرفه پسر پر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر کاین یکدم عاریت در این کنج فنا بسیار بجویی و نیابی دیگر
-
رباعی شماره 109 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:58
گر باده خوری تو با خردمندان خور یا با صنمی لاله رخی خندان خور بسیار مخور و رد مکن فاش مساز اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
-
رباعی شماره 108 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:56
ز آن می که حیات جاودانیست بخور سرمایه لذت جوانی است بخور سوزنده چو آتش است لیکن غم را سازنده چو آب زندگانی است بخور
-
رباعی شماره 107 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:55
دی کوزهگری بدیدم اندر بازار بر پاره گلی لگد همی زد بسیار و آن گل بزبان حال با او میگفت من همچو تو بودهام مرا نیکودار
-
رباعی شماره 106 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:55
در دایره سپهر ناپیدا غور جامیست که جمله را چشانند بدور نوبت چو به دور تو رسد آه مکن می نوش به خوشدلی که دور است نه جور
-
رباعی شماره 105 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:54
خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر بوی قدح از غذای مریم خوشتر آه سحری ز سینه خماری از ناله بوسعید و ادهم خوشتر
-
رباعی شماره 104 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:53
این اهل قبور خاک گشتند و غبار هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار آه این چه شراب است که تا روز شمار بیخود شده و بیخبرند از همه کار
-
رباعی شماره 103 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:52
ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر باغ طربت به سبزه آراسته گیر و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم بنشسته و بامداد برخاسته گیر
-
رباعی شماره 102 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:51
ای دل غم این جهان فرسوده مخور بیهوده نئی غمان بیهوده مخور چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش غم بوده و نابوده مخور
-
رباعی شماره 101 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:50
افلاک که جز غم نفزایند دگر ننهند بجا تا نربایند دگر ناآمدگان اگر بدانند که ما از دهر چه میکشیم نایند دگر
-
رباعی شماره 100 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:21
از بودنی ایدوست چه داری تیمار وزفکرت بیهوده دل و جان افکار خرم بزی و جهان بشادی گذران تدبیر نه با تو کردهاند اول کار
-
رباعی شماره 99 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:20
آن لعل در آبگینه ساده بیار و آن محرم و مونس هر آزاده بیار چون میدانی که مدت عالم خاک باد است که زود بگذرد باده بیار
-
رباعی شماره 98 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:19
یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد از کوزه شکستهای دمی آبی سرد مامور کم از خودی چرا باید بود یا خدمت چون خودی چرا باید کرد
-
رباعی شماره 97 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:17
یک قطره آب بود با دریا شد یک ذره خاک با زمین یکتا شد آمد شدن تو اندرین عالم چیست آمد مگسی پدید و ناپیدا شد
-
رباعی شماره 96 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:17
یک جام شراب صد دل و دین ارزد یک جرعه می مملکت چین ارزد جز باده لعل نیست در روی زمین تلخی که هزار جان شیرین ارزد
-
رباعی شماره 95 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:15
یاران موافق همه از دست شدند در پای اجل یکان یکان پست شدند خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند
-
رباعی شماره 94 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:14
هم دانه امید به خرمن ماند هم باغ و سرای بی تو و من ماند سیم و زر خویش از درمی تا بجوی با دوست بخور گر نه بدشمن ماند
-
رباعی شماره 93 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:13
هرگز دل من ز علم محروم نشد کم ماند ز اسرار که معلوم نشد هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز معلومم شد که هیچ معلوم نشد
-
رباعی شماره 92 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:13
هر صبح که روی لاله شبنم گیرد بالای بنفشه در چمن خم گیرد انصاف مرا ز غنچه خوش میآید کو دامن خویشتن فراهم گیرد
-
رباعی شماره 91 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:12
هر راز که اندر دل دانا باشد باید که نهفتهتر ز عنقا باشد کاندر صدف از نهفتگی گردد در آن قطره که راز دل دریا باشد
-
رباعی شماره 90 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:10
می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد پرهیز مکن ز کیمیایی که از او یک جرعه خوری هزار علت ببرد
-
رباعی شماره 89 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:09
گویند هر آن کسان که با پرهیزند زانسان که بمیرند چنان برخیزند ما با می و معشوقه از آنیم مدام باشد که به حشرمان چنان انگیزند
-
رباعی شماره 88 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:08
گویند بهشت و حور و کوثر باشد جوی می و شیر و شهد و شکر باشد پر کن قدح باده و بر دستم نه نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد
-
رباعی شماره 87 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:07
گویند بهشت و حورعین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک چون عاقبت کار چنین خواهد بود
-
رباعی شماره 86 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:06
گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد هشدار که سرمایه سودای جهان عمرست چنان کش گذرانی گذرد