-
رباعی شماره 85 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:05
گردون ز زمین هیچ گلی برنارد کش نشکند و هم به زمین نسپارد گر ابر چو آب خاک را بردارد تا حشر همه خون عزیزان بارد
-
رباعی شماره 84 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:04
گرچه غم و رنج من درازی دارد عیش و طرب تو سرفرازی دارد بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک در پرده هزار گونه بازی دارد
-
رباعی شماره 83 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:03
کم کن طمع از جهان و میزی خرسند از نیک و بد زمانه بگسل پیوند می در کف و زلف دلبری گیر که زود هم بگذرد و نماند این روزی چند
-
رباعی شماره 82 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:02
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد من مینگرم ز مبتدی تا استاد عجز است به دست هر که از مادر زاد
-
رباعی شماره 81 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:01
عمرت تا کی به خودپرستی گذرد یا در پی نیستی و هستی گذرد می نوش که عمریکه اجل در پی اوست آن به که به خواب یا به مستی گذرد
-
رباعی شماره 80 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 19:00
زان پیش که بر سرت شبیخون آرند فرمای که تا باده گلگون آرند تو زر نئی ای غافل نادان که ترا در خاک نهند و باز بیرون آرند
-
رباعی شماره 79 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 18:59
روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد ابر از رخ گلزار همیشوید گرد بلبل به زبان حال خود با گل زرد فریاد همیکند که می باید خورد
-
رباعی شماره 78 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 18:58
دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود غم خوردن بیهوده نمیدارد سود پر کن قدح می به کفم درنه زود تا باز خورم که بودنیها همه بود
-
رباعی شماره 77 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 18:56
در دهر هر آن که نیم نانی دارد از بهر نشست آشیانی دارد نه خادم کس بود نه مخدوم کسی گو شاد بزی که خوش جهانی دارد
-
رباعی شماره 76 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 18:55
در دهر چو آواز گل تازه دهند فرمای بتا که می به اندازه دهند از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند
-
رباعی شماره 75 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:41
حیی که بقدرت سر و رو میسازد همواره هم او کار عدو میسازد گویند قرابه گر مسلمان نبود او را تو چه گویی که کدو میسازد
-
رباعی شماره 74 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:40
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد دل را به کم و بیش دژم نتوان کرد کار من و تو چنانکه رای من و تست از موم بدست خویش هم نتوان کرد
-
رباعی شماره 73 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:39
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید من در عجبم ز میفروشان کایشان به زانکه فروشند چه خواهند خرید
-
رباعی شماره 72 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:38
تا راه قلندری نپویی نشود رخساره بخون دل نشویی نشود سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان آزاد به ترک خود نگویی نشود
-
رباعی شماره 71 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:37
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد گر چشمه زمزمی و گر آب حیات آخر به دل خاک فرو خواهی شد
-
رباعی شماره 70 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:35
بر من قلم قضا چو بی من رانند پس نیک و بدش ز من چرا میدانند دی بی من و امروز چو دی بی من و تو فردا به چه حجتم به داور خوانند
-
رباعی شماره 69 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:34
بر چشم تو عالم ارچه میآرایند مگرای بدان که عاقلان نگرایند بسیار چو تو روند و بسیار آیند بربای نصیب خویش کت بربایند
-
رباعی شماره 68 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:33
بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد وز خوردن آدمی زمین سیر نشد مغرور بدانی که نخوردهست ترا تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد
-
رباعی شماره 67 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:31
بر پشت من از زمانه تو میاید وز من همه کار نانکو میاید جان عزم رحیل کرد و گفتم بمرو گفتا چکنم خانه فرو میاید
-
رباعی شماره 66 - رباعیات خیام
جمعه 9 مرداد 1394 15:29
این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد
-
رباعی شماره 65 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:41
این عقل که در ره سعادت پوید روزی صد بار خود ترا میگوید دریاب تو این یکدم وقتت که نئی آن تره که بدروند و دیگر روید
-
رباعی شماره 64 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:41
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود نی نام زما و نینشان خواهد بود زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
-
رباعی شماره 63 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:40
افسوس که نامه جوانی طی شد و آن تازه بهار زندگانی دی شد آن مرغ طرب که نام او بود شباب افسوس ندانم که کی آمد کی شد
-
رباعی شماره 62 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:39
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد وز دست اجل بسی جگرها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از وی کاحوال مسافران دنیا چون شد
-
رباعی شماره 61 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:38
از رنج کشیدن آدمی حر گردد قطره چو کشد حبس صدف در گردد گر مال نماند سر بماناد بجای پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد
-
رباعی شماره 60 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:35
از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
-
رباعی شماره 59 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:34
اجرام که ساکنان این ایوانند اسباب تردد خردمندانند هان تاسر رشته خرد گم نکنی کانان که مدبرند سرگردانند
-
رباعی شماره 58 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:33
آرند یکی و دیگری بربایند بر هیچ کسی راز همی نگشایند ما را ز قضا جز این قدر ننمایند پیمانه عمر ما است میپیمایند
-
رباعی شماره 57 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:32
آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد بس داغ که او بر دل غمناک نهاد بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک در طبل زمین و حقه خاک نهاد
-
رباعی شماره 56 - رباعیات خیام
چهارشنبه 7 مرداد 1394 21:26
آنها که کهن شدند و اینها که نوند هر کس بمراد خویش یک تک بدوند این کهنه جهان بکس نماند باقی رفتند و رویم دیگر آیند و روند